اعدامم کنید و به پسرم بگویید در تصادف کشته شد

خبرمهم: «همان موقع انگار از تنفر لبریز شدم، سرکوفت‌هایی را که به خاطر او خورده بودم در یک لحظه مرور کردم با چاقویی که در کیفم داشتم چند ضربه به گردنش زدم و رسول روی سینه من افتاد.»

ادامه مطلب