شعر دوکاج (محمدجوادمحبت)شاعر شعر دو کاج,شعر دو کاج دهه شصت,شعر دو کاج زمان قدیم,شعر دو کاج دهه 60,دانلود متن شعر دو کاج,دانلود شعر دو کاج,متن شعر دو کاج دبستان,شعر دو کاج دهه ۶۰,شعر دو کاج در کتاب دبستان,شعر دو کاج در کتاب فارسی,شعر دو کاج دوره ابتدایی,شعر دو کاج چهارم دبستان,شعر دو کاج جدید,تصویر شعر دو کاج,معنی شعر دو کاج کلاس پنجم,شعر دو کاج پنجم,شعر دو کاج پنجم دبستان,شعر دو کاج به نثر,شعر دو کاج با تصویر,معنی شعر دو کاج از محمدجواد محبت,
شعر دوکاج (محمدجوادمحبت)

شعر دوکاج (محمدجوادمحبت)

















در کنار خطوط سیم پیام

خارج از ده دو کاج روئیدند

سالیان دراز رهگذران آن دو را

چون دو دوست می دیدند

یکی از روز های سرد پاییزی

زیر رگبار و تازیانه باد

یکی از کاج ها به خود لرزید

خم شد و روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا

خوب درحال من تامل کن

ریشه هایم زخاک بیرون است

چند روزی مرا تحمل کن

کاج همسایه گفت با تندی

مردم آزار از تو بیزارم

دور شو دست از سرم بردار

من کجا طاقت تورا دارم

بینوا راسپس تکانی داد

یار بی رحم و بی مروت او

سیم ها پاره گشت و کاج افتاد

بر زمین نقش بست قامت او

مرکز ارتباط دید آن روز

انتقال پیام ممکن نیست

گشت عازم گروه پی جویی

تا ببیند که عیب کار از چیست     

سیمبانان پس از مرمت سیم راه تکرار بر خطر بستند

یعنی آن کاج سنگدل را نیز با تبر تکه تکه بشکستند .
.
.
.