سالروز اشغال بیروت به نوعی محور عطفی در بحث مقاومت بر علیه اسرائیل به حساب می آید.توطئه ای جدید,برای لبنان,سالروز اشغال بیروت,مقاومت بر علیه اسرائیل,
آیا توطئه ای جدید برای لبنان در راه است؟

سالروز اشغال بیروت به نوعی محور عطفی در بحث مقاومت بر علیه اسرائیل به حساب می آید.

نمی توان از درگیری های طایفه ای که دقیقا در سالروز اشغال بیروت توسط اسرائیل اتفاق افتاده به راحتی گذشت و باید توجه داشت انتخاب این روز خاص برای این درگیری ها احتمالا بی دلیل نبوده.

این روز به نوعی محور عطفی در بحث مقاومت بر علیه اسرائیل به حساب می آید.

تا قبل از آن بحث ملی گرایی در مقاومت بر علیه اسراییل مطرح بود و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) رهبری مبارزه با اسراییل را به عهده داشت.

سال 1982 دقیقا هم همزمان بود با به قدرت رسیدن ملک فهد و مطرح نمودن طرح شناسایی اسراییل توسط اعراب در مقابل اعطای بخشی از سرزمین فلسطین به فلسطینی ها.

این تاریخ همچنین مصادف است با شروع رسمی تشکیل حزب الله لبنان و شروع بحث مقاومت اسلامی و وحدت اسلامی برای مقابله با اسراییل به عنوان راهبرد شکست اسراییل.

تا آن زمان برای اعراب وحتی بسیاری از کشورهای جهان قابل تصور نبود که امکان شکست اسراییل وجود داشته باشد و هر سرزمینی که اسراییلی ها اشغال کرده بودند بدون امضای توافقنامه ای که حد اقل اسراییل در آن به رسمیت شناخته شود از آن خارج نشده بودند.

علیرغم اینکه بحث مذهبی در زمینه تشکیل مقاومت اسلامی مطرح نبود اما به حال تا قبل از اشغال بیروت عموما مبارزه در مقابل اسراییل در اختیار اهل تسنن و گروه های چپ گرای همسو با ساف بود و گروه های شیعه لبنان که سرآمد آنها جنبش امل بود نسبتا بسیار ضعیف بودند.

بسیاری از شیعیانی که در صف مبارزه بر علیه اسراییل بودند هم اعضای گروه های ملی گرا و یا چپ بودند.

شاید بد نباشد که اشاره کنیم مغز متفکر نظامی حزب الله لبنان شهید عماد مغنیه هم مبارزات خود بر علیه اسراییل را از کانال عضویت در گروه 17 که شاخه نظامی ساف بود شروع کرد و پس از اشغال بیروت توسط اسراییل از فعالیت در کنار جنبش فتح مایوس شد و به یکی از گروه های اسلامگرا موسوم به سازمان جهاد اسلامی (لبنان) که بعدها بخشی از حزب الله لبنان شد پیوست.

بعد ها هم مقاومت اسلامی توانست سرزمین های اشغال شده لبنان را از دست اسراییل آزاد کند و با موفقیت خود کل جهان عرب و اسلام را دگرگون کرد، امری که قطعا نه به مزاق رهبران عرب که به دنبال توافق با اسرائیل بودند خوش آمد و نه به مزاق رهبران گروه های ملی گرا که جایگاه خود در میان مردم را از دست داده بودند.

به هر صورت اهمیت این روز، بهانه مناسبی برای گروه های سرخورده لبنانی بود تا بخواهند توطئه ای بر علیه لبنان شروع کنند و با ایجاد درگیری های طایفه ای ساختگی تلاش کنند جنگ شیعه و سنی در لبنان را شعله ور کنند.

علیرغم همه تلاش های علمای شیعه و سنی اما متاسفانه هنوز بسیاری در لبنان درگیر همان اختلاف نظر های فرقه ای و طایفه ای هستند که لا ینحل باقی مانده و متاسفانه فضای خوبی برای سوء استفاده دشمنان فراهم می کند.

همچنین شکست خوردگان سیاسی در لبنان قطعا تمایل ندارند دولت آقای حسان دیاب موفق باشد و امیدوار هستند با حمایت از درگیری های طایفه ای شرایط سقوط آن را فراهم کنند.

آنها تلاش کردند از کانال سیستم بانکی و اقتصاد این دولت را سرنگون کنند و موفق نشدند، حال این راه را پیش گرفته اند.

دلیل اصلی بیان این مطلب این است که اکثر حامیان درگیری های طایفه ای اخیر در لبنان وابسته به گروه های مسیحی کتائب و القوات اللبنانیه و گروه های دروزی بودند و اصلا نه شیعه بودند و نه سنی.

ورود سریع رهبران طایفه ای به ماجرا و تلاش آنها برای آرام کردن اوضاع قطعا می تواند مرهمی بر زخم های به وجود آمده باشد اما باید به ریشه ماجرا و پشت پرده های آن توجه داشت و به این راحتی از ماجرا نگذشت چون نوع درگیری ها و انتخاب زمان آن معانی زیادی دارد.

 

 

.