در پی اشغال سفارت آمریکا در تهران پس از انقلاب اسلامی روابط ایران و آمریکا رسما از طرف ایالات متحده قطع شد و خصومت و تنش میان این دو کشور روز به روز افزایش یافت.تبادل زندانیان,شروعی جدید,روابط میان ایران و آمریکا,اشغال سفارت آمریکا,خصومت و تنش,
آیا تبادل زندانیان می تواند شروعی جدید در روابط میان ایران و آمریکا باشد؟

در پی اشغال سفارت آمریکا در تهران پس از انقلاب اسلامی روابط ایران و آمریکا رسما از طرف ایالات متحده قطع شد و خصومت و تنش میان این دو کشور روز به روز افزایش یافت.

اسپوتنیک - در حالی که بحث و حرف و حدیث زیادی در مورد دلایل اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری دیپلمات های این کشور وجود دارد که خارج از بحث این مقاله می باشد اما چند نکته قابل تامل در این ماجرا بود که شاید بد نباشد به آن اشاره کرد:

1 – سوابق عملکرد سفارت های آمریکا در خارج این کشور و دخالت های دیپلمات های آمریکا در امور کشورهای دیگر بسیار زیاد بود و با توجه به سابقه تاریخی سیاهی که در زمان مصدق بر اثر توطئه سرنگونی دولت مردمی ایران توسط آمریکایی ها انجام شده، و بعدها اسناد و مدارک ثابت کرد که چنین اتفاقی با طراحی و توطئه آمریکایی ها انجام شده بود، بسیاری واهمه داشتند که سفارت آمریکا در تهران در حال طراحی یک توطئه برای سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی می باشند و تماس های مشکوک آمریکایی ها با مقامات امنیتی و نظامی ایران این ترس و واهمه را دو چندان کرده بود.

دولت ایران می توانست طبق مقررات بین المللی رسما روابط ایران با آمریکا را قطع کند و از دیپلمات های آمریکایی بخواهد ایران را ترک کنند، که البته صحیح اش هم همین بود، اما با توجه به اختلافات جناحی که در آن زمان در ایران وجود داشت و با توجه به فضای انقلابی که بر جامعه مسلط شده بود تعلل دولت وقت ایران موجب آن شد که جوانان انقلابی خودسر تصمیم بگیرد و همه را در شرایط اتفاق حاصل قرار دهند.

2 – بسیاری از جوانان ایرانی که در حمله به سفارت آمریکا مشارکت داشتند فارغ التحصیل ایالات متحده بودند و همان حسی که امروزه بسیاری از مردم آمریکا نسبت به هیات حاکمه این کشور دارند را نسبت به حاکمان ایالات متحده داشتند و هدفشان آسیب رساندن به مردم آمریکا نبود بلکه شکستن هیبت سران سیاسی این کشور.

احتمالا هم به همین دلیل گروگان ها تا زمانی که رییس جمهوری وقت آمریکا یعنی جیمی کارتر در قدرت بود آزاد نشدند و دقیقا روزی آزاد شدند که آقای رونالد ریگان به قدرت رسید تا تاثیر ایران بر سیاست داخلی آمریکا نمایان گردد.

حال بحثی که مطرح می باشد این است که اینبار ماجرا چه بوده و هدف چیست؟

بحث آزادی زندانیان، آنگونه که طرفین دوست دارند در مورد آن صحبت کنند، بیشتر به میانجی گری کشورهایی مانند سوئیس و قطر بر می گردد و هدف هم کاهش تنش فیما بین دو کشور بوده و هست.

علیرغم اینکه در بسیاری از موارد تنش های ظاهری میان ایران و ایالات متحده به شدت افزایش پیدا می کند اما مشاهده می کنیم در برخی موارد سوپاپ های کاهش فشار هم کار می کنند تا این تنش ها موجب انفجار نشوند.

گو اینکه آزادی زندانیان ربطی به مذاکرات و گفتگو میان طرفین نداشت و فقط میانجی ها اینجا فعالیت می کردند اما می توان گفت که همین ماجرا نشان می دهد که در برخی موارد که اطمینان ایجاد شود احتمال رسیدن به نتیجه هم وجود دارد.

مشکل اصلی در هرگونه مذاکره و یا گفتگویی در حال حاضر نبود اطمینان از طرف ایرانی ها نسبت به آمریکایی ها است.

آمریکایی ها ثابت کرده اند که پایبند هیچ توافقی نمی باشند و علیرغم اینکه آقای ترامپ در ظاهر وانمود می کند که می تواند تضمین های لازم را بدهد اما مذاکرات آمریکا با کره شمالی نشان داده که وی فقط ، حد اقل فعلا، به دنبال مذاکره برای مذاکره است و نه مذاکره برای رسیدن به نتیجه و ایشان فقط می خواهند چند عکس یادگاری با آقای روحانی و یا اگر بخت یارشان باشد با آیت الله خامنه ای بگیرند تا در داخلی آمریکا از این تصاویر برای انتخابات بهره ببرند.

ایرانی ها هم به خوبی به این ماجرا واقف هستند و به هیچ وجه حاضر نخواهند بود چنین امتیاز بزرگی را تقدیم وی کنند.

به هر حال ایرانی ها هزینه های زیادی را پرداخت کرده اند و متحمل شده اند تا به شرایط امروزی برسند و همه این هزینه ها حساب و کتاب دارد.

تصور اینکه مثلا اگر اصلاح طلبان در ایران در قدرت باشند یا اصولگرایان در قدرت باشند ممکن است شرایط مذاکرات و گفتگو ها فرق کند هم یک تصور بسیار خام می باشد، هر کس که با شرایط ایران آشنایی دارد به خوبی می داند که تصمیم گیری در این موارد هیچ ربطی به جناح های سیاسی ندارد بلکه تشکل های فراجناحی هستند که در این زمینه تصمیم می گیرند.

همین مساله را نیز می توان به آمریکا تعمیم داد، یعنی حضور دمکرات ها در قدرت و یا جمهوری خواه ها تاثیری بر سیاست های آمریکا بر علیه ایران ندارد، فقط روش فرق می کند.

شاید بد نباشد اشاره کنیم که توافق هسته ای در دوران دمکرات ها به امضا رسید اما همان دولت دمکرات آمریکا که ذیل این توافق را امضا کرد هم از انجام تعهدات خود سر باز زد.

با توجه به این شرایط گفتگو میان ایران و ایالات متحده مستلزم شرایط فراجناحی در ایالات متحده است که بر اساس آن تصمیم بر آن باشد تا کلا مساله اختلافات با ایران حل شود، و فعلا به نظر نمی آید چنین شرایطی ایجاد شده باشد.

به هر حال اینکه زندانیان آزاد شوند و یا توافقات دیگر جزئی میان دو کشور انجام شود تا برخی اختلافات در منطقه حل و فصل شود می تواند روزنه های امیدی ایجاد کند که فقط تنش ها فیما بین دو طرف کاهش یابد مخصوصا که امروزه شرایط سیاسی و اقتصادی ایالات متحده بسیار بد است و ایران هم شرایط اقتصادی ایده آلی ندارد و به نفع طرفین است تا به سمت کاهش تنش بروند.

می توان گفت احتمالا تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده و بعد از آن انتخابات ریاست جمهوری در ایران هر دو طرف ترجیح خواهند داد شرایط تنش کم باشد چون به نفع هیچ کدام نخواهد بود اما تصور اینکه مذاکرات رسمی برگزار شود و یا توافقی حاصل گردد بسیار تصور ضعیفی به نظر می رسد.

 

 

.