هر كجا دل و روح انسان شاد باشد و با طراوت ، آنجا بهترین جا است .دلخوشی قشنگ,دلخوشی ساده,دلخوشی زیبا,دلخوشی زندگیم,دلخوشی زندگی,دلخوشی در چیست,دلخوشی در زندگی,چه دل خوشی داری,دلخوشی یعنی چه,دلخوشی چیه,دلخوشی چیست,دلخوشی تو زندگی,به خودم دلخوشی میدم,به چه دلخوشید,به چی دلخوشی,دل را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه,دلخوشی الکی,دلخوشی ها,دلخوشیم,دلخوشی کجاست,
 كجا خوش است ؟ جایی كه دل خوش است

هر كجا دل و روح انسان شاد باشد و با طراوت ، آنجا بهترین جا است .

آورده اند كه ...
قافله ای بزرگ به جایی می رفت ، آبادانی نمی یافتند و آبی نبود ، ناگهان چاهی یافتند بی دلو ، سطلی بدست آوردند و به ریسمانها بستند و آن سطل را به زیر چاه فرستادند . كشیدند ، سطل بریده شد . دیگری فرستادند ، هم بریده شد بعد از آن ، اهل قافله ، یكی را به ریسمان بستند و در چاه فرو می فرستادند ، بر نمی آمد . تا چند كس فرو رفت و بر نیامد .
عاقلی بود گفت : من بروم . او را فرو كردند ، نزدیك آن بود كه به قعر چاه رسد . سیاهی با هیبتی ظاهر شد . این عاقل گفت : من نخواهم رهیدن ، باری ، عقل با خود آرم و بیخود شوم ، تا ببینم كه بر من چه خواهد رفتن ، آن سیاهی گفت : قصه دراز مكن كه تو اسیر منی و نرهی الا به جواب صواب ، به چیز دیگر نرهی . گفت : بفرما ، سیاهی پرسید : از جاها كجا بهتر ؟
عاقل اندیشید : من اسیر و بیچاره اویم ، اگر بگویم سمرقند یا بغداد چنان باشد كه جای وی را نفی كرده و طعنه زده باشم . پس گفت : جایگاه آن بهتر كه آدمی را آنجا خوشی و موشی باشد . اگر در قعر زمین چاه باشد و اگر در سوراخ موشی باشد ، بهتر آنجا باشد . سیاهی گفت : نغز گفتی ، احسنت ! رهیدی ! آدمی در عالم تویی ! اكنون من تو را رها كردم و دیگران را به بركت تو آزاد كردم . بعد از این همهٔ مردمان عالم را به محبت تو بخشیدم ، بعد از آن هم قافله را سیراب كرد .


منبع:shamimm.ir